وب کاغذی

که با این در اگر در بند در باشد، درماند

وب کاغذی

که با این در اگر در بند در باشد، درماند

وب کاغذی

وب کاغذی منشوری است از برگرفته های ما از آنچه دیدیم و شنیدیم و خواندیم...

هم تازه رویم هم خجل،
..................... هم شادمان هم تنگدل

کز عهده بیرون آمدن
..................... نتوانم این انعام را

طبقه بندی موضوعی

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «چراغ جادو» ثبت شده است

به نام خداوند قلم آفرین

رمان جالبی بود... حداقل برای طی کردن مسافت بین آمل و مشهد... از کتاب خونه ای که خودم مسئولش هستم گرفتم برای خوندن داخل اتوبوس... راستش تنها دلیلی که گرفتمش جلد خوشگل و گیراش بود!!!
اولین کتابی بود که قلمش اینگونه منو جذب خودش کرد طوری که سر دو - سه ساعت کل کتاب رو خوندم!!! سرمو که تو آمل تو کتاب فرو کردم وقتی بالا آوردمش توی بهشر بودیم!!!

داستانش مربوط به یک پسر فقیر ترکمنی هست که تمام آرزوش داشتن یک اسب مسابقه هست که در این میان یک چراغ جادو پیدا میکند و با کمک چراغ جادو به تمام آرزو هایش میرسد...

صوفی و چراغ جادو
  • مرتضی